امروزه مدیران می توانند به بهترین نحو سازمانها را در تعیین و تأمین هدفها یاری دهند؛ افرادی را استخدام یا اخراج کنند و برای تعیین مسیر شغلی، فرصت هایی را برای کارکنان و اعضای خود فراهم آورند. ولی صرف نظر از میزان نقش رسمی یا غیر رسمی مدیران، مسئولیت اساسی همه آنها در همه سازمانها یکسان است: کمک به سازمان و اعضای آن در تعیین یک سلسله از هدفهای کوتاه و بلندمدت. بنابراین امروزه نمی توان امور مدیریتی را بدون آگاهی از علم مدیریت به درستی اداره کرد. تنوع رشته های مدیریتی حاکی از وسعت نیازمندی به این ابزار علمی برای رفع مشکلات زندگی انسانها، بخصوص معضلات مدیریت صنعتی ، دولتی و بازرگانی است.
بسیاری از محققان و صاحب نظران علم مدیریت به این نکته معتقدند که فلسفه علم مدیریت فلسفه اصالت نفع است. بر اساس این تفکر، نتایج اهمیت دارند و اهمیت شیوه های رسیدن به نتایج در درجه بعد است. در حقیقت مدیریت علمی است که به صورت آگاهانه و مستمر انجام میشود و به سازمان شکل می دهد و مهم ترین عامل حیات، رشد و با مرگ سازمانهاست. بر این اساس مدیریت شامل مجموعه وظایفی است که افراد و فعالیتهای سازمان و یا اداره ای را برای تحقق اهداف از قبل تعیین شده راهنمایی می کند.