بیش از یک قرن پیش، ارنست رِنان، محقق نامدار فرانسوی، درک و دریافتش از سرچشمهها و تاریخ صدر اسلام را چنین جمعبندی کرد: «پس، درمجموع، به این نتیجهی واحد میرسیم که جنبش مسلمانان کموبیش در غیاب ایمان دینی پدید آمد؛ اینکه علیرغم تلاش طاقتفرسایی که محمد به خرج داد، صرف نظر از چند پیرو وفادار، توفیق چندانی در جلب ایمان اعراب به دست نیاورد و هرگز موفق نشد بر مخالفانش به نمایندگی بنیامیه غلبه کند.» نویسندهی این کتاب میکوشد در مقابل دیدگاههای رِنان استدلال کند. او معتقد است که اسلام در مقام نهضتی دینی ظهور کرد نه جنبشی اجتماعی، اقتصادی یا «ملی»؛ بهویژه اینکه نیل به رستگاری فردی را بهنحوی جدی از رهگذر عمل صالح میسر میدانست. در تحلیل او، نخستین گروندگان به اسلام به مسائل اجتماعی و سیاسی نظر داشتند، اما تنها تا جایی که با مفاهیم تقوا و عمل خالص که برای تضمین رستگاری ضروری بود همعنان باشند. گذشته از این، و در تقابل آشکار با داوری بسیاری از محققان غربی و مسلمان، نویسنده نگاهی بدبینانه به سلسلهی اموی ندارد و آنان را عوامفریبانی فرصتطلب در فضای جنبشی دینی که محمد آغاز کرده بود، نمیداند. او آنان را حاکمانی میانگارد که به دنبال راههای عملی برای تحقق بخشیدن به اهداف مهم این جنبش بودند و شاید بیش از هر کس دیگری کمک کردند تا مؤمنان به درک روشنی از هویت متمایزشان، در مقام امتی دینی، دست یابند.