نکته اول اینکه نوشتن این کتاب برای من دردآور بود. چرا که باید تمام باورهای اشتباهم را مورد به مورد بررسی میکردم و دور می انداختم. باورهایی که با برخی از آنها بیش از ۱۰ سال زندگی کرده بودم. برخی از آنها را درس داده بودم و در عمل اجرا کرده بودم. مانند این است که تیشه برداری و خودت را بتراشی. رها کردن دانسته های قبلی اشتباه، سخت است، سخت تر آنکه به آن اشتباهات در برابر یک جمع بزرگ تر اعتراف هم بکنی. امید دارم دردی که کشیده ام دست کم، درمان و راهنمایی باشد برای دیگرانی که بعدها به عرصه مدیریت استراتژیک پا میگذارند و کسانی که اکنون می خواهند نگاهی نو به مدیریت استراتژیک داشته باشند.
نکته دوم اینکه سه فصل اول را به خوبی بخوانید! وگرنه در خوانش و فهم دیگر فصول دچار سختی خواهید شد. فصول بعدی از اصطلاحات و مفاهیمی استفاده میکند که در فصل دوم و سوم به آن پرداخته شده است.
و نکته سوم اینکه از صمیم قلب و نه صرفا به رسم ادب و از سر تکرار، تشکر میکنم از شاگردان و کارفرمایانم؛ که هرکدام به نوعی معلم من بوده اند. اولی با پرسش هایشان و دومی با انتقاداتشان.