هرچند قدمت سازمان ها به اندازه قدمت بشر اجتماعی است، اما بنا به دلایل مختلف، گسترش آنها به شکل امروزی پدیده ای نو به شمار می آید. امروزه سازمان های مختلف ما را احاطه کرده اند و از این رو گزافه نیست که دنیای پیچیده امروز را دنیای سازمانی بنامیم. آمارها نشان می دهد که تقریبا هر روز سازمان های گوناگون اقتصادی، صنعتی، سیاسی، اجتماعی، آموزشی و مانند اینها به وجود می آید که بسیاری از آن ها بنا به دلایل گوناگون با ناکامی روبه رو می شوند. یکی از مهم ترین عوامل نبود موفقیت در سازمان ها را می توان به مدیریت و رهبری ناکارآمد آنها نسبت داد. رهبری ناکارآمد در سازمان ها به مثابه سم مهلکی است که بر پیکره سازمانها وارد می شود و علی رغم برخورداری آنها از منابع انسانی شایسته و با انگیزه، به مرور باعث شکست آنها می شود. برعکس، یکی از نشانه های سازمان های سالم، پویا و موفق؛ برخورداری آنان از مدیران و رهبران اثربخش است. رهبری اثربخش و کارآمد که بر پایه آگاهی از ویژگی های گوناگون رفتار کارکنان استوار است، به برقراری مناسبات انسانی مطلوب اقدام می کند. از این رو، اینگونه مدیران با بهره گیری از علوم مختلفی همچون روان شناسی، رفتار سازمانی، مردم شناسی، علوم اجتماعی، ارتباطات و مانند اینها، با تأکید بر جنبه های انسانی محیط کار، شرایط مساعد، گرم و با نشاطی برای زندگی سازمانی کارکنان فراهم می آورند تا آنان علاوه بر انجام درست وظایف خود، نیازهایشان نیز در سازمان برآورده شود.
بی تردید، همه سازمان ها دارای جنبه های خاص و منحصر به فردی هستند که آنها را از یکدیگر متمایز می کند. از این رو در قیاس با هم، میان آنها تفاوت های بسیاری مشاهده می شود
که در مدیریت و تحلیل مسایل سازمانی، باید به همه آنها توجه نمود. اگرچه سازمان ها از جهت های مختلفی با یکدیگر متفاوتند، اما آنها دارای اشتراکاتی نیز هستند. یکی از جنبه های مشترک همه سازمان ها، برخورداری آنها از افراد انسانی است که از طریق الگوی روابط رسمی و نیز برقراری روابط غیررسمی، برای تحقق هدفهای مشترک با یکدیگر همکاری میکنند. اگرچه برخی برآنند که روابط انسانی میان کارکنان یک سازمان، لزوم مشابه کارکنان سازمانهای دیگر نیست. از همین رو اگر بخواهیم به گونه ای تحلیلی به روابط انسانی بپردازیم، باید به این نکته توجه کنیم که روابط انسانی در دامنه وسیع تری از روابط بشری قرار میگیرد و از همین روست که صرف نظر از برخی تفاوتها، شباهت های بسیاری میان ویژگی های رفتاری کارکنان همه سازمانها وجود دارد. شباهت های رفتاری میان کارکنان سازمان های مختلف یکی از مزیت های دانش روابط انسانی به شمار می رود، زیرا به عنوان یک دانش بین رشته ای و بین سازمانی، کاربرد گسترده تر و عام تری را پیدا میکند. به سخن دیگر، روابط انسانی به عنوان یک دانش سازمانی، صرف نظر از برخی شرایط ویژه، در همه سازمانهای اقتصادی، صنعتی، سیاسی، اجتماعی، آموزشی و مانند اینها کاربرد یکسانی دارد.
اگرچه دانش روابط انسانی در همه سازمانها مهم و کاربرد فراوانی دارد، این امر به ویژه در سازمان های آموزشی از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا در این گونه سازمان ها، منابع انسانی از منابع اساسی به شمار می روند. مدیران در این سازمان ها با تأکید بر مناسبات انسانی، میکوشند محیط مؤثری را ایجاد نمایند تا هدفهای ارزشمندی را تحقق دهند. ویژگی برجسته سازمان های آموزشی در آن است که این سازمان ها با استفاده از منابع انسانی (کادر آموزشی) به دنبال تغییر در منابع انسانی (فراگیر) هستند.
کتاب حاضر برای مدیران سازمانهای مختلف، به ویژه سازمان های آموزشی و دانشجویان رشته های مدیریت و مدیریت آموزشی و همچنین پژوهشگران رشته های مختلف مدیریت به رشته تحریر درآمده است. نگارش این کتاب بر این فلسفه کلی استوار بوده است که یکی از مهم ترین و اساسی ترین وظایف مدیران که ایجاد ارتباط مناسب با زیردستان به منظور نیل به هدف های سازمانی است، مورد توجه قرار گیرد. افزون بر آن، اگرچه محتوای این کتاب برای تدریس درس روابط انسانی در سازمان های آموزشی در دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی تنظیم شده است، اما مطالب این کتاب برای کلاس های آموزش مدیریت و دوره های بالاتر و دروس دیگری مانند رفتار سازمانی، رهبری در سازمانها، تحلیل رفتار سازمانی و مانند اینها خالی از فایده نخواهد بود. .
هدف اصلی تدوین این کتاب، آشنا کردن مدیران، دانشجویان و به طور کلی خوانندگان با مجموعه ای از مفاهیمی است که مستقیم یا غیرمستقیم به روابط انسانی در سازمان مربوط می شوند. از این رو، انتظار می رود با مطالعه این کتاب بتوانند تا حدودی نگرش و دانش لازم را در این زمینه کسب کنند تا با استفاده از نگرش و دانش جدید، بتوانند با برقراری روابط انسانی مطلوب، در فرایند تحقق اهداف سازمانی و نیز برآورده کردن نیازهای کارکنان تأثیر مطلوبی بگذارند.