فرهنگ در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که مهم ترین آنها ادب، تربیت، دانش، مجموعه آداب و رسوم، علوم، معارف و هنرهای یک جامعه است. به عقیده هافستد فرهنگ عبارت است از: اندیشه مشترک اعضای یک گروه یا طبقه که آنها را از دیگر گروه ها مجزا می کند و در جایی دیگر، فرهنگ به صورت مجموعه ای از الگوهای رفتار اجتماعی، هنرها، اعتقادات، رسوم و سایر محصولات انسان و ویژگی های فکری یک جامعه با ملت تعریف می شود
یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر مدیریت فرهنگ است. نادیده گرفتن این نقش، عدم انسجام داخلی و انطباق بیرونی را به دنبال خواهد داشت. بدون دستیابی به الگو و روشی برای برجسته سازی و آشکار نمودن تفاوتهای فرهنگی نمی توان نقش و نفوذ و آثار فرهنگ بر مدیریت را درک نمود، رویای «دهکده جهانی» به منزله «دیگ ذوب» فرهنگ ها باید بازنگری شود و این تفکر که «مدیریت، مدیریت است» و در مقابل نفوذ فرهنگ و تأثیر آن مقاوم است مورد بررسی دوباره قرار گیرد.
همه مردم، مثل هم هستند. این تنها عادت های آنهاست که موجب تفاوت میان آنها می شود. اکنون با دسترسی روزافزون به زیرساخت ها و وجود فرصت های بسیار برای دستیابی به مدیریت توانمند، همه کشورها این بخت را دارند که ضمن خارج ساختن خود از زیر بار این سلطه، در عرصه جهانی نفوذ فرهنگی و شکل دادن به فرهنگ جهانی، نقشی ایفا کنند. به هر حال حقیقت آن است که چه بخواهیم و چه نخواهیم نیروهای پرتوان تجارت جهانی فرهنگ، بسیاری از وقایع آینده را شکل خواهند داد.