مرا به کنگاراکس نبر! یکی از آثار درخشان آندری کورکوف، نویسندهی شهیر اوکراینی، است که با تلفیق سبک تاریخی و سوررئالیسم، طنزی سیاه و فضایی ابزورد، خواننده را به سفری پرابهام در دل تاریخ، حافظه و هویت میبرد. این کتاب با ترجمهی آبتین گلکار در نشر افق منتشر شده است. نشر افق با خرید حق انحصاری نشر اثر (کپیرایت) ناشر رسمی آثار آندری کورکوف در ایران و به زبان فارسی در سراسر جهان است. با شروع جنگ روسیه و اوکراین، حیات آندری کورکوف جهتی جدید به خود گرفت. او در سراسر جهان به برگزاری نشستها و مصاحبههای متعدد دست زد تا بُعد حقیقی زیستِ اوکراینیها را زیر سایهی جنگی تحمیلشده برای جهانیان روشن سازد. او در سال 2026 و برای مجموعهآثارش در تمام این سالها، برندهی جایزهی ویژهی بنیاد جورج اوروِل شد. کورکوف در این نوولا، بدون آنکه به روایتهای متعارف تاریخی تکیه کند، جهانی میآفریند که در آن مرز میان واقعیت و خیال، گذشته و حال و خاطره و فراموشی پیوسته جابهجا میشود. فضای داستان در قطاری باری میگذرد؛ قطاری که بیش از آنکه وسیلهای برای سفر باشد، استعارهای از حرکت در زمان و تاریخ است. در دل این فضای رازآلود، دو شخصیت با جهانبینیهایی متفاوت کنار یکدیگر قرار میگیرند. تضاد میان نسلها، نگاههای فلسفی متفاوت و برداشتهای متناقض از مفهوم تاریخ به یکی از محورهای اصلی روایت تبدیل میشود. کورکوف اما هیچ پاسخ قطعیای در اختیار خواننده نمیگذارد؛ بلکه او را دعوت میکند تا خود، لابهلای نشانهها، میان فضای سفید بین سطور، سکوتها و ابهامهای داستان، معنای وقایع را کشف کند؛ یا شاید هم کشف نکند. یکی از ویژگیهای مهم مرا به کنگاراکس نبر! شیوهی روایت آن است. رخدادهای شگفتانگیز و غیرمنتظره، بیآنکه رنگی از اغراق یا هیجان به خود بگیرند، همچون بخشی کاملاً طبیعی از زندگی روزمره روایت میشوند. همین برخورد خونسردانه با امر نامعمول فضایی میآفریند که هم یادآور ادبیات سوررئال است و هم ریشه در تجربهی تاریخی اروپای شرقی دارد. اگرچه داستان بهطور مستقیم دربارهی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیست، سایهی سنگین آن بر سراسر روایت گسترده است. کورکوف با بهرهگیری از نمادها، اشیاء و جزئیات ظاهراً ساده پرسشهایی بنیادین را پیش میکشد: اگر بخشی از گذشته حذف یا تحریف شود، چه بر سر حافظه و هویت جمعی میآید؟ آیا میتوان آیندهای روشن بر تاریخی فراموششده بنا کرد؟ و چه کسانی روایت تاریخ را مینویسند؟ این دغدغهها در آثار کورکوف جایگاهی ویژه دارند، نویسندهای که در سالهای اخیر، هم با رمانهایش و هم با نوشتههای غیرداستانیاش، از مهمترین صداهای ادبیات معاصر اوکراین بوده و همواره کوشیده نسبت میان انسان، قدرت، جنگ و حافظه را از زاویهای انسانی و تأملبرانگیز روایت کند. مرا به کنگاراکس نبر! نوولایی است که بیش از آنکه بر گرهگشایی داستانی تکیه کند، بر خلق تجربهای ذهنی و فلسفی استوار است. خواننده در این اثر با جهانی روبهرو میشود که هرچه بیشتر پیش میرود، پرسشهای تازهتری پیش رویش قرار میگیرد؛ پرسشهایی که حتی پس از پایان کتاب نیز همچنان به قوت خویش باقیاند.