ملالگریز پرترهای است از ناصرالدینشاه؛ شاهی که از تبعیدگاهش در کتابهای خشک و رسمیِ تاریخی بیرون جَسته، در چشممان زل میزند و از ما میخواهد تا دوباره نگاهش کنیم. آدمی عادی با خردهذوقی هنری، شیفتۀ طبیعت، گاه کودکخو و سرخوش، و گاه افسرده و ملول؛ کسی که در همۀ عمر از دست ملال میگریزد و باز به دامش میافتد.
ملالگریز با کنار هم گذاشتنِ شواهد مستند، جزئیات معمارانه و تصویرهایی از زندگی روزمره میکوشد تاریخ را به سطح تجربۀ انسانی برگرداند. روایتی است متفاوت از آدمی با دلبستگیهای معمولی که مواجهۀ بازیگوشانه و سرخوشانهاش با جهان، به سبب جایگاهش در سلسلهمراتبِ قدرت، به معماری و شهر، به ساختار سیاسی، و به حافظۀ جمعی ایرانیان گره خورده است.