کتاب حاضر، اثر پژوهشی و بسیار خواندنی شارلوتا وایگل، حاوی نکاتی بسیار درسآموز، هم در حوزۀ هایدگرشناسی و هم در حوزۀ ارسطوشناسی است؛ تا آنجا که با تفسیرهای هایدگر از ارسطو فهم ما از واضع منطق، که بهشدت تحت تأثیر سنت رایج تاریخ تفکر متافیزیک و فهم این سنت از ارسطوست، بهکلی دگرگون و زیر و زبر میشود. اما آنچه که بیش از هر چیز، بهخصوص برای شرقیان و بالاخص برای ما ایرانیان، درسآموز است نحوۀ مواجهۀ هرمنوتیکی هایدگر با ارسطو، در مقام یکی از اصلیترین بنیانگذاران سنت تفکر متافیزیکی است. تفکر ارسطو از زمرۀ آغازههای تاریخ تفکر متافیزیکی است و هایدگر، که میکوشد این سنت را مورد نقد بنیادین قرار داده، راهی برای عبور از آن بگشاید، خواهانست مولفههای اساسی عبور از متافیزیک را از دل اندیشههای خود یکی از بزرگترین موسسان این سنت آشکار سازد.