خیال کردی قلمرو پریان پر از اکلیل، پروانههای رنگی و فرشتههای مهربونه؟ سخت در اشتباهی! به دنیای بیرحم، فریبنده و شدیداً اعتیادآورِ شاهزاده سنگدل خوش اومدی؛ جایی که هر لبخند یه خنجر پشته و هیچکس، تاکید میکنم، هیچکس قابل اعتماد نیست!
داستان کتاب پادشاه پریان جلد یک اصلاً شوخیبردار نیست. فکرش رو بکن؛ یه دختر انسان فانی، بیدفاع و ضعیف وسط یه گله موجود جادوییِ نامیرا و سادیستیک دزدیده میشه که تفریحشون زجر دادن آدمیزاده. جود توی هفتسالگی شاهد قتلعام وحشتناک پدر و مادرش بوده و حالا ده سال بعد، تو دلِ دنیای مخوف «الفهیم» داره نفس میکشه. اما جود قرار نیست نقش یه قربانی مظلوم و گریان رو بازی کنه؛ اون تشنهی قدرته و میخواد به این موجودات مغرور ثابت کنه که یه انسان، وقتی چیزی برای از دست دادن نداشته باشه، چقدر میتونه خطرناک، بیرحم و کشنده باشه!
اما بزرگترین کابوس اون کسی نیست جز: شاهزاده کاردن! جذابترین، شرورترین و روانیترین پسر پادشاه عالیرتبه که سایه جود رو با تیر میزنه. جود برای اینکه سرش رو به باد نده و جاش رو توی دربار محکم کنه، مجبوره مستقیماً توی چشمهای این شاهزاده نگاه کنه، روبروی اون بایستد و وارد کثیفترین بازیهای سیاسی کاخ، جادوهای فریبنده و توطئههای خونین بشه. اینجا مرز بین عشق و نفرت، و وفاداری و خیانت انقدر باریکه که با یه پلک زدن جابهجا میشه!
???? آشنایی با مهرههای بازی (شخصیتهای کلیدی کتاب)
برای دوام آوردن در این رمان فانتزی نوجوان، باید آدمهای این دنیای تاریک رو خوب بشناسی؛ شخصیتهایی خاکستری که نمیدونی باید عاشقشون بشی یا ازشون متنفر باشی:
جود دوارت (Jude): دختری فانی، کلهشق و به شدت جنگجو. اون از ضعیف بودن خسته شده و حالا حاضرِ برای به دست آوردن قدرت، دستش رو به خون آلوده کنه.
شاهزاده کاردن (Cardan): جوانترین و شرورترین پسر پادشاه. شاهزادهای مکار، مغرور و به شدت جذاب که پشت نقابِ بیرحمی و آزار دادن جود، رازهای تاریکی رو پنهان کرده.
مادوک (Madoc): فرمانده کل ارتش پریان و همان کسی که پدر و مادر جود رو جلوی چشمش کشت! او جود و خواهرانش رو مثل دختران خودش بزرگ کرده، اما وفاداری اول و آخرش فقط به جنگ و تاجه.
تارین (Taryn): خواهر دوقلوی جود. برخلاف جود، اون سعی میکنه با قوانین پریان کنار بیاد و خودش رو همرنگ جماعت کنه تا آسیب نبینه، اما همین پنهانکاریهاش اون رو مرموز میکنه.
ویوین (Vivi): خواهر بزرگتر جود که نیمهپریه. اون عاشق دنیای انسانهاست و از دربار و سیاستهای کثیف الفهیم متنفره.
لاک (Locke): پسری از دربارِ پریان با ظاهری فریبنده و شاعرانه که عاشق بازی کردن با احساساتِ دیگران و ایجاد درام در کاخ سلطنتیه!
???? چرا این کتاب مغزت رو منفجر میکنه؟
شاهکارِ سبک Enemies-to-Lovers: اگه عاشق رابطههایی هستی که با نفرتِ شدید و کات کات شروع میشن و به یه اتمسفر نفسگیر و مگنتی میرسن، کتاب شاهزاده سنگدل پادشاه این سبکه!
شخصیتهای دارک و عمیق: جود اصلاً شبیه پرنسسهای لوس دیزنی نیست؛ اون برای بقا دروغ میگه، نقشه میکشه، خون میریزه و از هیچکس نمیترسه.
پیچشهای داستانیِ سکتهآور: تعلیقها و خیانتهای کثیفِ سیاسیِ این اثر از هالی بلک جوری غافلگیرت میکنه که نمیتونی کتاب رو زمین بذاری. تا به خودت بیای میبینی ساعت ۴ صبحه و داری صفحه بعدی رو ورق میزنی!