کتابی که از امیدهای دراز مدت پدر و مادرهای عادی برای انسان های کامل و با روحیه شدن فرزندانشان، و از پزشکان بالینی مشاور پدر و مادرها و کودکانی که در طول این راه دچار مشکل می شوند به طور مستقیم سخن می گوید.
این کتاب از تجربه زندگی من در نقش مادر، روان پزشک کودک و مربی نشات می گیرد. کتابی که هم برای درمانگرها و هم برای پدر و مادرها است - در واقع برای هر کسی است که نگران تندرستی افراد جوان است و به پرسش های زیر می پردازد:
کودکان در ذهن و قلب خود چگونه رشد می کنند تا در درون پرمایه باشند؟ نقش پدر و مادرها در این فرایند چیست؟ موانع بر سر راه حسن نیت های پدر یا مادر چه هستند؟ |
برای پاسخ دادن به این پرسش ها، کوشش کرده ام بهترین های بسیاری از مکاتب فکری را طوری در هم ادغام کنم که روی بلوغ فردی نهایی کودک - منش او - و نقش درگیری صمیمانه پدر یا مادر در انگیزش، پشتیبانی و تقویت آن تکیه کند. البته این رویکرد از رویکرد حذف «رفتارهای منفی» از طریق شیوه های مدیریت بسیار متفاوت است. اما تاکید روی یک دورنمایا دورنمای دیگری واقعا بستگی به این دارد که فرد دنبال چیست. من هم پدر و مادرهای عادی وهم پدر و مادرهایی را که در صدد درمان هستند دیده ام که به درک منش نوظهور فرزندان خود، وقتی که با رشد آن به عنوان یکی از اهداف خود آشنا می شوند، به شدت علاقه پیدا می کنند. درمانگری که به خانواده های درمانده کمک می کند، به نحوی همین کار را می کندجنبه های عاقلانه و معقول شخصیت کودک و پدر یا مادر را پشتیبانان خود در تلاش برای درک و غلبه بر مشکلات آنها به خدمت می گیرد.
به پدر یا مادری که دنبال مشاوره است اطمینان داده میشود که این جمله «أوه، أو این مشکل را پشت سر خواهد گذاشت!» را خواهد شنید و این که جنبه مسئله ساز رفتار کودک امری عادی است. اما این مسئله برای پدر با مادر بسیار فراتر از این است که درک کند چرا این جنبه عادی است، که ببیند این رفتار نمونه ای از یک عنصر گسترده تر کودکی است، و به اصول زیربنایی پی ببرد. این موضوع به پدر یا مادر کمک می کند رشد کودک را در زمینه های دیگر انتظار بکشد و آن را پشتیبانی کند و به ایمان پدر یا مادر به خود، به کودک، و به رابطه آنها بیفزاید.
همین طور، درمانگر ممکن است به پدر یا مادر توصیه کند عمل بخصوصی را انجام دهد یا از انجام آن خودداری ورزد. پدر یا مادر ممکن است این توصیه را همان طور که هست طبق تجویز درمانگر بدون تردید باور کند. اما تجویز خود پدر یا مادر، وقتی که تربیت فرزند در بافتی گسترده تر قرار می گیرد، هنگامی که درک می کند چرا انجام دادن برخی رویکردها برای کودکان اغلب مفید هستند و چرا انجام رویکردهای دیگر غالبا سازنده نیستند، افزایش می یابد
بنابراین هدف من مشخص کردن موضوعات کلی در گفت و گوی هیجانی بین پدر یا مادر و کودک - موسیقی پشت واژه های خاص است که به مسیر رو به جلوی رشد منش کودک کمک می کنند. به این دلیل با قلم موی نسبتا پهنی، «پدر یا مادر خردمند» را با اصطلاحات انتزاعی و آرمانی نقاشی و توصیف کرده ام. این کار دلالت بر آن ندارد که پدر و مادرهای عادی باید چون ابر انسان آرمانی خوب و موفق باشند، بلکه توصیه می کند که برای پدر و مادرها بسیار مفید خواهد بود که نوعی آرمان در ذهن داشته باشند در واقع، آنچه که امروزه به نظر می رسد در بسیاری از پدر و مادرهای خوب عدم اطمینان زیاد ایجاد می کند، ترس از ارتکاب اشتباهات» است که اغلب ناشی از فقدان مأموریتی فراگیر - دیدی روشن از چیزی است که، سرانجام، هدف پدر یا مادر است. قصد من در این کتاب بیان چنین دیدی بوده است، فلسفه ای از تربیت فرزند است که از لحاظ فنی و معنوی هر دو خوب است و این که از اشتیاق ما نه تنها برای حقایق، بلکه برای معنی حرف می زند.
من در این کتاب اغلب برای «پدر یا مادر» و برای «فرزند» هر دو از ضمیر اشاره «او»ی مذکر استفاده می کنم تا از تکرار بی پایان عبارات دست و پاگیری چون «او» مذکر یا «او» مؤنث چشم پوشی کنم. زبان انگلیسی هیچ راه حل کاملا رضایت بخشی برای این مشکل در نظر نمی گیرد. طبیعتا، کودکان واقعی از کودکان مؤنث و مذکر تشکیل می شوند. |
با این وجود، امروزه پدر یا مادرهایی که مراقب واقعی خانه هستند هنوز بیشتر مؤنث هستند. امیدوارم با به کار بردن «او» به نشانه «پدر یا مادر» این اعتقاد خود را ابلاغ کنم که مراقبت صمیمانه از کودکان به همان اندازه که مسئله پدر است مسئله مادر نیز هست.
سازمان دهی این کتاب در شکوفایی رشد شخصیت از اصطلاحات غير فنی پیروی می کند: دوره اولیه کودکی، سن مدرسه، و نوجوانی. موضوعات دیگری هستند که در خلال رشد تکرار می شوند، و بحث و گفت و گو درباره این مفاهیم در محدوده زمانی مطرح می شود.