در سال ۱۷۳۰ در فرانسه وقتی اقتصاد دانی بنام ریچارد کانتیلون ۱ می خواست صاحبان زمین، مزدبگیران و مسئولان را از هم تفکیک کند نخستین بار از کلمه Entrepreneur استفاده کرد. ابتدا اعتقاد بر این بود که کار آفرینها خود صاحب و مالک کار خود هستند، اما امروزه معتقدند کارآفرین ها ممکن است در استخدام شرکتها در آیند و از همین جا کارآفرینان سازمانی ۲ متولد شدند و به دنبال آن کارآفرینان شخصی از صاحبان کسب و کارهای کوچک جدا شدند و تعریف دیگری پیدا کردند.موفقیت در کارآفرینی به تمایل شما در قبول مسئولیت نسبت به کار خودتان بستگی دارد. اگر می خواهید هدف هایی را دنبال کنید که با خواسته شما در زندگی سازگار باشد، باید درباره خودتان بسیار بیاموزید. قدرت شما بیشتر از اعمال خودتان سرچشمه می گیرد تا از اعمال دیگران، درست است که احتمال شکست همیشه وجود دارد اما کارآفرین با قبول مسئولیت نسبت به اعمال خود، ریسک می کند، شکست را باید پذیرفت و از آن تجربه آموخت. برخی از کارآفرین ها تنها پس از آزمودن شکست های فراوان به موفقیت می رسند. آموختن از تجربیات گذشته کمک می کند تا اعمال خود را به گونه ای هدایت کنید که نتایج مثبت تری بدست آید. ایستادگی و تلاش، مقدمه کامیابی است. اکثر مردم میدان وسیعی را که برای فعالیت در پیش رو دارند. تشخیص نمیدهند. کمال جویی در دستیابی به هدف، ایده آل است، اما برای اکثر کارآفرین ها واقع بینانه نیست. نتیجه قابل قبول، مهم تر از نتیجه کامل و بی نقص است. اگر مدت های مدیدی در تعقیب یک هدف بکوشید تا نتیجه ای کامل و بی نقص بدست آورید، تنها خود را از تکامل باز داشته اید.نخستین گام جهت تبیین و شناخت هر مفهوم یا پدیده. ارائه تعریف روشن از آن است.