مریمه یک گونهی ادبی جدید پدید آورد که کاملاً با نوع کار و تواناییهای او تناسب داشت. این گونهی تازه داستان بلند (نولا) است که کوتاهتر از داستانهای بلند، اما بلندتر از داستانهای کوتاه است. بین سالهای 1824 و 1829 او سیزده قصه از این نوع را نوشته است که کارمن یکی از مشهورترین آنهاست. «کارمن» داستانی با درونمایههای عشق، حسادت، آزادی و سرنوشت است که نخستین بار در سال ۱۸۴۵ منتشر شد. این اثر از مشهورترین نوشتههای مریمه به شمار میرود و بعدها الهامبخش اپرای معروف «کارمن» با موسیقی ژرژ بیزه شد. نویسنده در این داستان، با ترسیم شخصیتهایی پیچیده و روایتی پرحادثه، به بررسی رابطهای میپردازد که شور عاشقانه در آن به وابستگی و خشونت میانجامد. داستان در اسپانیا میگذرد و با روایت یک باستانشناس از سفرش آغاز میشود. او در جریان سفر با مردی به نام دون خوزه آشنا میشود که بعدها درمییابد راهزنی تحت تعقیب است. دون خوزه در گذشته سربازی بوده که زندگیاش پس از آشنایی با کارمن، دختر کولی و جسوری که حاضر نیست آزادی خود را به خواست دیگران واگذار کند، دگرگون شده است. آشنایی با کارمن او را از مسیر پیشین زندگیاش دور میکند و بهتدریج پایش را به دنیای قاچاقچیان و قانونشکنان باز میکند. با شدت گرفتن دلبستگی دون خوزه، اختلاف میان خواستههای او و استقلال کارمن به بحرانی جدی تبدیل میشود. یکی از محورهای اصلی داستان، تقابل میان عشق و آزادی است. دون خوزه میخواهد کارمن را در چارچوب خواستهها و انتظارات خود نگه دارد، اما کارمن از پذیرش چنین محدودیتی سر باز میزند. حسادت و میل به مالکیت، رابطهی آنها را به مسیری تراژیک میکشاند و نشان میدهد که عشق، هنگامی که با کنترلگری و خشونت همراه شود، میتواند به ویرانی بینجامد. «کارمن» با فضاسازی برگرفته از زندگی و فرهنگ اسپانیا و پرداختن به پیچیدگیهای رفتار انسانی، روایتی فراتر از یک داستان عاشقانه ارائه میدهد. این اثر برای علاقهمندان به ادبیات کلاسیک، داستانهای تراژیک و آثاری که دربارهی آزادی فردی و پیامدهای حسادت تأمل میکنند، خواندنی است.