جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به هم متصل است و درست به همین دلیل، بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر است. گاهی برای به زانو درآوردن یک قدرت، نیازی به ارتش و شلیک نیست. کافی است بدانید کدام نقطه را باید تحت فشار قرار دهید: یک بانک، یک تراشه، یک خط لوله، یک مسیر کشتیرانی یا باریکهای از آب که بخش بزرگی از انرژی جهان ناگزیر از عبور از آن است. ادوارد فیشمن در گلوگاه نشان میدهد که قدرت در قرن بیستویکم دیگر فقط در زرادخانهها، ارتشها و میدانهای جنگ متمرکز نیست. قدرت در نقاطی پنهان شده که اقتصاد جهان به آنها وابسته است و جایگزین کردنشان آسان نیست: دلار، بانکها، فناوری نیمهرساناها، انرژی، مواد معدنی حیاتی، زنجیرههای تأمین و شریانهای تجارت جهانی. هر جا وابستگی متمرکز باشد، امکان تبدیل آن وابستگی به قدرت وجود دارد. ایران یکی از مهمترین میدانهای تاریخی این نبرد جدید بوده است؛ جایی که ایالات متحدهی آمریکا آموخت چگونه معماری مالی جهان را به ابزاری برای فشار اقتصادی تبدیل کند. اما جغرافیا نیز در سوی دیگر معادله، یکی از حساسترین گلوگاههای جهان را در کنار ایران قرار داده است: تنگهی هرمز. اینجاست که منطق کتاب فیشمن از صفحات کتاب بیرون میآید و بر نقشهی جهان ظاهر میشود. هرمز و نظام مالی آمریکا، با همهی تفاوتهایشان، از یک منطق مشترک قدرت میگیرند: دیگران برای عبور، به آنها نیاز دارند. گلوگاه روایت ظهور نوع تازهای از قدرت است که الزاماً با شلیک آغاز نمیشود و میدان نبردش میتواند هزاران کیلومتر از جبهههای نظامی فاصله داشته باشد. جنگی که سلاح آن ممکن است تحریم یک بانک، قطع دسترسی به یک فناوری، محدود کردن یک زنجیرهی تأمین یا تهدید جریان انرژی باشد.