کتاب آیین آیینه: سیر تحول نمادپردازی در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی، تألیف دکتر حسینعلی قبادی (استاد دانشگاه تربیت مدرس) و همکاری محمد بیرانوندی، یکی از آثار شاخص و نظری در حوزه نقد ادبی و نمادشناسی است که توسط انتشارات دانشگاه تربیت مدرس در ۴۸۴ صفحه منتشر شده است . این کتاب در نخستین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد به عنوان اثر برگزیده در بخش «نقد ادبی» شناخته شد [citation:5].
نام کتاب با هوشمندی برگزیده شده است؛ «آیینه» خود نمادی برای نماد است که بازتابدهنده معانی دیگر است و از خود معنای مستقلی ندارد. این پژوهش، کندوکاوی است در اسناد معنویت، اندیشه و هنر ادبی ایرانیان با رویکرد مطالعات انتقادی در حوزه نمادپردازی و مباحث میانفرهنگی .
محتوای کتاب بر این اصل تأکید دارد که ذهن ایرانی ظرفیتی شگرف در هضم و حل پارههای فرهنگی اقوام و تمدنهای مختلف داشته و اجزای آنها را همخوان و متناسب ساخته است. نمونه اعلای این همسازی در آثار سهروردی و فردوسی بازتاب یافته است. نویسنده نشان میدهد که گسستی در سیر تحول فرهنگ و ادب ایرانی از اسطوره به حماسه و عرفان وجود ندارد و نمادها در این سیر، جوهره خود را حفظ کردهاند [citation:6]. از دستاوردهای مهم کتاب، نشان دادن تداوم و تسلسل نمادپردازی در فرهنگ ایرانی است که با وجود تغییر در اشکال ظاهری، جوهره آن همواره زنده و بالنده مانده و هوش سرشار ایرانی، جوهر اسطورههای ایران باستان را با حقیقت اسلامی درآمیخته است.
این اثر با بازشناسی مرزهای «نماد» با «کنایه» و سایر فنون ادبی، و بازیابی ظرفیتهای متون دینی، ادبی و عرفانی در حوزه نمادپردازی، پاسخی به نیازهای نظری و تئوریک ادبیات فارسی محسوب میشود [citation:5][citation:6]. این کتاب برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به حوزههای نقد ادبی، نمادشناسی، اسطورهشناسی و عرفان ایرانی منبعی ارزشمند و مرجع محسوب میشود.
این اثر، کند و کاوی است در پاره ای از اسناد معنویت، اندیشه، ذوق ورزی، خیال انگیزی و هنر ادبی ایرانیان با رویکرد مطالعات انتقادی در حوزه نمادپردازی از یک سو و عرصه مباحث میان فرهنگی از سوی دیگر. این کتاب بر آن است تا نشان دهد وسعت نظر و طبع حق گرا، ظرفیت گسترده و توان استوار ذهن ایرانی در فراز و فرود تاریخ بشر قدرتی شگرف در هضم و حل پاره های فرهنگی اقوام و تمدن های مختلف ازخود بروز داده و اجزای آنها را همخوان و متناسب ساخته است. نمونه اعلای این همسازی و سازگاری عناصر چند فرهنگی در آثار سهروردی و فردوسی باز تابیده است و این همخوانی و سازگاری در آثار دیگر بزرگان ادب فارسی و فرهنگ ایرانی گرچه ظاهراً به میزان آثار یاد شده بارز و ملموس نیست، در بطن و لایه های پنهان پر محتوای آنها یافتنی خواهد بود.
سخن اصلی این پژوهش آن است که کشف مدلول این تحلیل ها و رمز و رازها، مستلزم به کارگیری قواعد دانش نمادشناسی و آشنایی با اصول نقد هرمنوتیک است تا راه صواب طی گردد؛ زیرا عمده متن های گران سنگ ادبیات فارسی مفاهیم چند فرهنگی را عرضه می کند و جز از گذرگاه تأویل نمی توان به ساحت مدلول های آنها نزدیک شد. به زعم نگارنده جامع ترین شیوه پژوهش در این متن ها، پرداختن به مسأله از دیدگاه نمادپردازی بوده است، لذا عنوان کتاب از دل چنین الزاماتی برآمده است.