رابطه میان مصرف کنندگان و کسب و کارها مانند هر رابطه ای مبتنی بر داد و ستد است. امروزه در بازاریابی نسبت این دو (ستادن و دادن) مبنای مفهومی به نام «ارزش» قرار گرفته است که این مفهوم نیز خود در تعاریف جدیدتر بازاریابی، محور بازاریابی است.
مانند هر رابطه ای دیگر، در این رابطه مشتری و کسب وکار) نیز مشتریان هر چه بیشتر بستانند و کمتر از دست بدهند راضی ترند، بنابراین همیشه در رابطه با هر کسب و کاری نسبت ستاده به داده خود را با دیگران مقایسه و سراغ کسب و کاری می روند که آنها را راضی تر سازد که امروزه با وجود اینترنت پیدا کردن چنین کسب و کارهایی چندان سخت نیست.
از سویی دیگر ما در روزگاری زندگی میکنیم که به واسطه فن آوری های نوین، قدرت مصرف کنندگان برای اثرگذاری بر کسب و کارها به طور فزاینده ای در حال افزایش است، در گذشته ای که چندان دور نیست تک صدایی در فضای کسب و کارها حاکم بود، صاحبان کسب و کارها هر آنگونه که دوست می داشتند خود و محصولاتشان را به مشتریان و مصرف کنندگان معرفی می کردند اما در این روزگاران اقتدار صاحبان کسب و کار در رابطه یک طرفه میان آنان و مصرف کنندگان شکسته شده است و نوعی دموکراسی در فضای کسب و کارها در حال شکل گیری است به گونه ای که مصرف کنندگان با مشارکت در خلق ارزش و تولید محتوا در خصوص کسب و کارها از بازیکنان ذخیره، تبدیل به بازیکنان اصلی میدان کسب و کار شده اند و مفهومی به نام تولیدکننده مصرف کننده نیز في الواقع تاکید بر همین امر دارد.
در این شرایط و روزگاران درک عمیق و دقیق مفاهیم بازاریابی برای همه آنانی که به گونه ای با کسب و کارها سرو کار دارند از اهمیت دوچندانی برخوردار است که در این راستا کتاب حاضر سعی بر آن دارد مفهوم بازاریابی از منظر خلق ارزش را با رویکردی نوین تبیین نماید. لذا در این کتاب که با مبنا قرار دادن کتاب بازاریابی بصری، نوشته کوکاک (۲۰۱۷)، تدوین شده است،