چكيده: ماجراي نمايشنامه در پاركينگ يك رستوران خارج از شهر شروع ميشود. جايي كه آندرا - زني زيبا، مطلقه و كارمند نسخهپيچ يك داروخانه - به همراه بوريس، تاجري متأهل و در شرف ورشكستگي، براي گذراندن شبي عاشقانه به آنجا آمدهاند. اما قبل از آغاز شب رؤياييشان، كارشان به مشاجره ميكشد. آندرا، از اين دلخور است كه چرا بوريس رستوراني را براي قرار عاشقانهشان انتخاب كرده است كه در واقع محل مورد علاقه پاتريشيا - همسر فعلي بوريس - بوده است. ماجرا پيچيده ميشود وقتي كه بهناگاه، اريك و فرانسواز، زوج ديگري براي گرفتن تولد ايوون - مادر اريك - به پاركينگ رستوران وارد ميشوند و...