سلسله نظریات و مباحثی که ذیل رویکردهای بیش از انسان"، "پسا انسان گرایی و مادی گران باید ذکر میشوند. در ادبیات علوم انسانی و به طور ویژه جامعه شناسی مات هاست به عنوان مبادی پر مارادار و محبوب مطرح شده اند که دغدغه ی تمامی این روی گرد ها ناد جدی به مسیر اصلی علوم انسانی مدرن بوده است که انسان محوری را سرلوحه ی خود قرار دادهاند و بر یک تفکیک کاذب میان انسان و غیر انسان که شامل رعت و تکنولوژی میشود قابل بودهاند و تمام امور غیرانسانی را نه تنها از زاویه ی سوزگی ا محوریت انسان نگریسته اند و تحلیل کرده اند بلکه تمامی امور را در ذیل اختیار و نوت مندی انسان دیده اند مسیری که در جامعه شناسی به عنوان یک علم و دانشی که محصول مدرنیسم بوده است بر اساس محوریت و عاملیت انسانی بوده است و کشاکشی که در ابتدای این مسیر مابین جامعه شناسی دورکیمی و جامعه شناسی مونادولوژی گابریل دارد از همان ابتدا به وجود آمد تاکیدی بود که دورکیم بر محوریت و عاملیت انسانی داشت و در مقابل تارد تلاش کرد که اهمیت تمامی غیرانسانها به عنوان مونادها از ستارگان و کهکشانها و ویروسها و میکروبها تا طبیعت و تکنولوژی همه را در یک مسیر که بر هم اثر میگذارند و شاکله ی تعاملات اجتماعی را شکل می دهند بنگرد اما این مسیر دوم خیلی زود به حاشیه رفت و نگاه و رویکرد انسان محور دورکیمی توانست مسیر اصلی جامعه شناسی را به سمت دیدگاه خود بکشاند و ادامه دهد و این مسیر مدتها همچنان سیطره خود را حفظ کرد تا جایی که حتی برونولاتور" معتقد است تارد پدر جامعه شناسی کنشگر شبکه و یا به بیانی روشن تر پدر جامعه شناسی بیش از انسان است. ،بنابراین زمانی که از چرخش پارادایمی به سوی رویکردهای بیش از انسان یا به باور مادی گرایان جدید چرخش به سوی ماده سخن گفته میشود بر این نکته ی جدی تاکید دارند که باید بار دیگر در شناخت و شیوه ی شناخت خود بازنگری کنیم