(خروج از هنرمند گرسنگي) يا به عبارت ديگر، پايان هنرمند گرسنگي، در عين حال، نمايشگر وجه پنهانشده نظامهاي كشورهاي اروپاي دموكراتيك، سرمايهدار و محافظهكاري است كه افراد را در قيدوبندهاي قانوني جوامعي آزاد، در جعبه كنسروهاي تودههايي مصرفگرا محبوس كردهاند و در همان حال، خودشان، بيپروا و سرخوشانه به تجارت و انباشت سرمايههاي جهاني مشغولاند. از سوي ديگر، خروج از هنرمند گرسنگي نمايانگر موقعيت موقعيت و جايگاه هنرمند در جامعه مدرن و بيانگر مفاهيم قرباني شدن، آدمخواري مدرن، وقاحتسياسي، نقش زنان در جامعه مرد سالار و خودشيفتگي هنرمند نوين در جامعههاي مصرفگراست؛ مفاهيمي كه روژويچ بدون شعار و سروصدا، بيادعا و خالي از پيام سياسي خاص بهبيان نمايشي آن?ها ميپردازد و...