برای تحقق اهداف آموزشی در قلمرو آموزش و پرورش و به طور کلی در سایر حوزه ها اولین و مهمترین اقدام قبل از تدوین، آشنایی باهوشهای چندگانه است.هدف اساسی پژوهش حاضر، تلفيق نظريه هوشهای چندگانه در برنامه های درسی مدارس مقطع ابتدایی میباشد. نتایج این پژوهش در امر آموزش و پرورش می تواند راهنمایی جهت شناخت و تقویت تفاوت های فردی براساس هوش های چندگانه باشد. فرایند انجام پژوهش براساس استخراج اطلاعات از منابع معتبر، سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی گردآوری شده است. با توجه به هوشهای چندگانه تغییرات اهداف برنامه درسی بایستی معطوف به توجه اصل فردی سازی آموزش، تاکید بر رشد و آموزش کل نگر وتلفيق فن آوری در آموزش و یادگیری گردد. با ایجاد شرایط افزایش اعتماد به نفس در کودکان شرایط ابراز آنها نیز فراهم می گردد. بنابراین محتوای برنامه درسی مدارس باید با توجه به اصل علاقه و تنوع فعالیت ها برنامه ریزی شود.
جهت تحقق بهتر این امر بازاندیشی نقش معلم، بدینگونه که با خلاقیت و ابتکار عمل راهنما و همراه دانش آموزان باشد، در فرایند یادگیری امری ضروریست و ابزارهای ارزشیابی به منظور کشف بهتر و پرورش استعدادهای دانش آموزان نیز مورد استفاده قرار گیرد.
پیشنهاد می گردد برای هرکدام از هوشهای چندگانه به طور مستقل راهنمای برنامه درسی تدوین شودونیز در حوزه این هوش ها پژوهش های نظری و کاربردی انجام گیرد. آموزش و پرورش در ایجاد بستر مناسب جهت شناخت و بکارگیری هوشهای چندگانه با فراهم نمودن ابزار وامکانات متنوع و متناسب به تحقق کشف واستعداد دانش آموزان بپردازد.