( ریچل بریتن ) با آزمون هایی سخت در زندگی روبه رو می شود. اندوه و آسیب روانی حل نشده از دوران کودکی اش تحمل سنگینی بار غمش را غیر ممکن می کند. هر دفعه، بارها و بارها با یک مسئله روبه رو می شود: آیا او همه چیز را از دست می دهد، تسلیم غم و اندوه می شود و به کنترل کردن مسائلی می چسبد که از توانایی اش خارج است؟ یا می تواند از این غم بگذرد و آن را رها کند؟ ریچل دانش خردمندانه اش را در مورد زندگی، مرگ، عشق و ترس به اشتراک می گذارد و نشان می دهد چطور به کسی تبدیل شد که در دل آتش ناملایمات بی پایان عاشق شدن و رها کردن می رود