آشفته بازار قلم زدن و نسخه نویسی، روزگار غریب و نابسامانی را در شهر علم، در حال رقم زده است. ملاک و محوری برای تمیز و تشخیص نوع قلم بدست جمع کثیری که عناوین پر دامنه ی تحصیلکردگی را بر نام دارند وجود ندارد. دکانی در وجود آمده برای خریدن کیلوی کاغذ و داد فضایل سوادآموزی شاید هم مانندگی بهم دارند، غذای تن و غذای روح. هر دو طالب بهترینند و شاید نو شدن زمانه، کسوت تفکرات قدیمی را تن نمی کند. مولفان و محققانی که دقایق و ثانیه ها را برای جستجوهای خویش کم آوردند و کم می آورند، در برابر امواجی بلند از طوفان ها قرار دارند که سپرده های ارزشمند وجود آنها را شاید به لمی از بیخ می کند. هر دم آوازهی واژه هایی نو در عصر شتاب و نامی سازی در عرصه ی قلم بر وازدهایی فاخر و مقدس از کلمات، میتازد. غافلیم شاید و یا شاید می خواهیم در غفلت بمانیم که قدم اول در مسیر قدم کنار آمدن خویشتن خویشمان است با خود در وادی ای که اخلاقش نامند، باید قلم زد نه برای کسب امتیاز بل امتیاز به جوهر کسی دهند که دستش با قلم آشناست. همیشه خواسته هایی هستند که هرچند خیر برآورده نمی شوند، بلکه همیشه مردمی هستند که بیشتر. بیشتر خواسته های آنان اجابت نمی شود. مایه ی بسی دریغ است که آنچه ما در حال در حوزه ی دانش فرش شناسی داریم در سرزمینی که از برآمدن فرش از آن بر خود میبالیم، به اندازهای خرد و پرفاصله با دانش عمیق و راه گستر است که شاید اگر دهها تن از بهترین، برجسته ترین، استوارترین، بااخلاق ترین متعهدترین، مسئولیت پذیرترین، متخصص ترین و بادانش ترین محققین این حوزه گرد هم آیند تا فارع از کتب ارزشمند موجود، اطلاعات ناقص، پاره پاره، جسته و گریخته، بیانسجام، آشفته، پر اشکال موجود را به سامان رسانده و با دانش در حد کمال همپا سازند، زمانی بسیار دور لازم باشد. دانشی نه همچون کفی برگرفته از آب. که امکانات کار فراهم نیست و زمانه نام آور قدری بدین نشان اگر هم دارد و کم دارد. پای رفتنش و نای ماندنش نیست. عرق شرم از این سوز هویدا، همیشگی و التیام آور است. نیاز را دریافتن، جای خود شناختن، مهلت اندک را شمردن یارای برابری با قدرتی را ندارد که توان از تو می ستاند حسن برگردان آثار دیگرانی که شهیرند و مطالبی در خور نوشته اند، اگرچه مطالب سالمند شده باشد هماورد نازادن است و نیاز. نیاز از حیث برخی دردهای قابل درمان که رو به فراگیر شدن می روند. پرورش عادت به انجام کار مشارکتی در وجود، برای سرزمینی که ریشه هایمان از آنجاست، خود، درمانی است برای بالندگی بیرق هویت بر تاریخ ملیت. عزیزی می گفت که در دست گرفتن قلم برای ترجمه بیهودگی است تا ترغیب به تالیف، ترجمه را بیرون راند. ما خودخواسته یا ناخواسته میراث دار زبانی آثار هنری خود در باب اصول و فواید نظریه پردازی های علمی هستیم. دیگرانی برای جزئی ترین مسایل قلم زدند و بر الگوسازی دیگران تاثیرگذار بودند.