این کتاب با ترکیب گستردهای که از علومی مثل عصبشناسی و پزشکی، با فلسفه و روانشناسی آماده کرده، خواننده را دعوت میکند تا به بازنگری دوبارهای نسبت به تاریخ بشر، اینبار در قالب انسان عصر مدرن بیندازد. این مدرنیته از همان عناصر همیشگی تشکیل میشود؛ پوچی، ملال، بیمعنایی، ترس، تنهایی و انهدام وجودی. اما همین پدیدههای ذهنی در قالب تازهای که نویسنده از ساختار فکر و ادراک انسان ارائه میکند، رنگ و بوی تازهای میگیرد و خواننده را برای تفکر بیشتر تشنه میکند. بحثهای متنوع و گسترده این کتاب جذابیت این را دارند که شما را ساعتها پای مطالعه آن بنشانند و عموم آنها در قالب سوالاتی از این قبیل مطرح میشود: - چرا نمیتوانیم به عنوان یک اجتماع قبیله با نظراتی که مخالف ماست کنار بیاییم؟ - اگر دلیل آن را بدانیم، آیا میتوانیم به صلح برسیم؟ - چه رابطهای میان غرایز و تفکر ما برقرار است و مرز تعادل بین آنها کجاست؟ - احساسات ما چه نقشی در تعیین سرنوشتمان دارند؟ - آیا میتوانیم نقاط عطف مشخصی را برای ارزشگذاری و قضاوت اخلاقی تعیین کنیم؟ - و مهمتر از همه اینکه: چگونه میتوانیم به پذیرشی همگانی برسیم و از آن طریق، تصویری از جامعهای آرمانی و البته امکانپذیر را ترسیم کنیم؟ و...