[۵:۰۰ بعدازظهر, ۱۴۰۰/۱۰/۱۳] همکار: اگر از ژاپنی ها بپرسید وابی - سابی چیست ، بیشترشان سری تکان می دهند و پس از درنگی کوتاه ، با لحنی حاکی از عذرخدادی ، چندکلمه ای درباردی اینکه توضیح دادن این اصطلاح چقدر سخت حس است اظهار می کنند . تقریبا تمام ژاپنی ها مدعی اند که وایی - سایی را درک می کنند و وایی - سابی به هرحال ، یکی از مفاهیم اصلی در فرهنگ ژاپنی پنداشته می شود . اما کمتر کسی از آنها می تواند این حس را به روشنی بیان کند . چرا این طور است ؟ آیا آنگونه که بعضی از ستایشگران متعصب فرهنگ ژاپنی می گویند . . درک این چیزها باید از استعداد ژنتیکی مناسب برخوردار باشیم ؟ نه ، به هیچ وجه . آیا دلیلش آن است که زبان ژاپنی ، یا بهتر است بگوییم عرف به کار بردن این زبان ، چنان است که می تواند ظرافتهای حسی ، ابهام و منطق دل را به خوبی منتقل کند ، اما برای توضیح دادن امور به شیوهای عقلانی چندان به کار نمی آید ؟ شاید ، فقط تا حدی اینطور باشد . علت اصلی اما ، آن است که بیشتر ژاپنی ها هیچگاه وابی- سابی را در چارچوب عقلانی نیاموخته اند ، چراکه هیچ کتاب یا آموزگاری نیست که وابی - سابی را بشود از آنها آموخت . این قضیه اتفاقی نیست . در طول تاریخ به عمد از هرگونه درک و فهم عقلانی وابی - سابی جلوگیری شده است . وابی - سابی تقریبا از همان ابتدا که به صورت یک شیوهی زیبایی شناسی متمایز شکل می گرفت ، پیوندی جنبی با آئین بودایی ذن داشت . حتی از بسیاری جها ، می توان وابی - سابی را « ذن اشیا » نامید ، چرا که بسیاری از اصول معنوی - فلسفی ذن را در نمونههای عینی نشان می دهد . نخستین ژاپنیهایی که درگیر و -سابی شدند ، یعنی استادان چای ، کاهنان و راهبان ، آئینهای ذن را اجرا می کردند و همگی غرق در فضای فکری ذن بودند . یکی از درونمایههای اصا ذن ضدعقلانیت شدید است . بر اساس آموزهی ذن ، دانش بنیاد فقط به طور مستقیم از ذهنی به ذهن دیگر انتقال می یابد و نمیتوان آن را با کلمههای نوشته یا گفته شده منتقل کرد . « آنها که میدانند نمی گویند ، آنها که می گویند نمی دانند » . در سطحی عمل گرایانه می توان گفت که این قاعده برای کاستن از برداشتهای اشتباه از مفاهیمی که به سادگی در معرض بدفهمی قرار می گیرند ، وضع شده است . در نتیجه ، از ارائهی هرگونه توصیف واضح و مشروح برای وابی - سابی ، آگاهانه پرهیر شده است