در سراسر دوره راهنمایی ، دبیرستان و دانشگاه ، در مسابقات دو و میدانی صحرانوردی، داخل سالن و اسپرینگ دویدم ، و مقالات مجله Runner’s World را هر ماه حریصانه می خواندم (تنها منبع اطلاعات دویدن و تغذیه در آن روزها). بدون اینترنت و کامپیوتر خانگی ، تنها جایی که به دنبال اطلاعاتی که هوس می کردم می گشتم مجله ها و حکایات مربیان دو بودند – به عبارت دیگر، اطلاعاتی در مورد اینکه چگونه می توانم یک دونده قوی تر و سریع تر شوم. درباره سوخت رسانی با کربوهیدرات ها آموختم و اینکه برای سال ها ماکارونی هر شب جمعه به وعده غذایی تشریفاتی خانوادگی تبدیل می شد (مامان ، بابا و خواهر، متأسفم !) خواندم که موز منبع خوبی از پتاسیم بود ،که عامل کلیدی انقباض عضله است و در نتیجه اصرار داشتم قبل از هر مسابقه یکی بخورم. سخت تمرین می کردم ، عملکرد بسیار خوبی داشتم ، و بیشتر از آنکه به شمردن اهمیت دهم ، ماکارونی ، موز و بارهای انرژی زا می خوردم. سه سال اول حضور در تیم اول دو و میدانی دانشگاه را واقعاً خوب دویدم و حتی موفق شدم به رقابت دوی 1500 متر ایالتی که در بهار سال نهم تحصیلم برگزار می شد راه یابم. (به هر دلیل عجیبی که هرگز نمی فهمم ، پسران یک مایل و ما دختران1500 متر دویدیم ، مثل اینکه 100 متر پایانی قصد داشت مار را به انجام این کار تشویق کند). به خوبی به دویدن ادامه دادم اما کلاس دهم در دانشگاه مصدوم شدم. در طی آن مدت ساعت های بی شماری را صرف یخ گذاشتن روی قسمت های مختلف بدنم کردم ، وقتی زانویم شروع به درد کرد برایم ارتز تجویز شد ، به دلیل آسیب های مختلف چندین مرحله فیزیوتراپی را گذراندم ، و وقتی درد پایین کمر من را آزار می داد یک متخصص جراحی کمرم را معاینه کرد. به تنهایی ، سعی کردم هرچه در مورد فیزیولوژی و تغذیه می توانم را بیاموزم ، و مجذوب جواب هایی که می یافتم شدم.
آنچه در کتاب تغذیه ورزشی کارآمد(ویژه ورزشکاران پیشکسوت) می خوانید :
بخش 1 تغییر فیزیولوژی ورزشکاران پیشکسوت فصل 1 تعریف ورزشکاران پیشکسوت فصل 2 تشریح تغییرات مرتبط با سن فصل 3 راهبرد های تغذیه ای ویژه مدیریت و پیشگیری از بیماری