جسد دختری نوجوان در محوطه کلیسای رایدال فالز پیدا می شود؛دست هایش بسته و در پارچه ای سفید پیچیده شده،گویی عمدا برای رها شدن پیدا شده است.کارآگاه مورگان بروکس متوجه می شود او«شیا ویلکینسون» است که هفته ها ناپدید بوده.
سرنخی از شن روی پاهایش مورگان را به جزیره ای نزدیک می کشاند،اما هیچ اثری از حضور او پیدا نمی شود.هم زمان،دختر دیگری به نام «میلی» با ویژگی های مشابه ناپدید می شود.
وقتی مشخص می شود میلی آخرین بار با یکی از همکاران پلیس دیده شده،پرونده پیچیده تر و شخصی تر می شود.مورگان باید قبل از اینکه قربانی دیگری گرفته شود،حقیقت را کشف کند و باهوش ترین قاتل دوران کاری اش را متوقف کند.