کتاب «من لنین شعر هستم: از رمانتیسم تا مارکسیسم، پژوهشی در مبانی نظریهی ادبی» نوشته عیسی امنخانی، به بررسی سرچشمههای فکری نظریه ادبی نیما یوشیج میپردازد و دو پیشفرض رایج را به چالش میکشد: اینکه نظریه شعر نیما کاملاً ساخته خود اوست و اینکه در مسیری منسجم و تدریجی تکامل یافته است. امنخانی نشان میدهد که نیما بسیاری از مفاهیم نظری خود، از جمله هارمونی و نزدیک کردن زبان شعر به «طرز طبیعی مکالمه» را از رمانتیکهای فرانسوی وام گرفته است. نویسنده حدود سال ۱۳۱۰ را نقطه گسستی در جهاننگری نیما میداند و استدلال میکند که از این دوره به بعد، مارکسیسم و روششناسی آن به یکی از بنیانهای اندیشه ادبی او تبدیل شد؛ تا جایی که امنخانی از مارکسیسم بهعنوان «روح» نظریه ادبی نیما یاد میکند. عنوان کتاب برگرفته از سخن خود نیما («من لنین شرق هستم») است که نویسنده آن را به «من لنین شعر هستم» تغییر داده است.