به گفته پل ساموئلسون ، آنچه جذابیت علم اقتصاد را در میان علوم مختلف بیشتر کرده است داشتن همزمان دو ویژگی " سخت گیری علمی " و " توجه به شرافت علی رفتار انسان " می باشد . این به آن معنا است که بر خلاف سایر علوم ، علم اقتصاد بدون آن که هیچگاه از چارچوب علمی خارج شود قضاوت های ارزشی دخیل در رفتارهای انسان را هم در نظر می گیرد به همین دلیل هم هست که عله فتانه تعبیه هایی از نظریه های خود را به سایر علوم هدیه می دهد . این ویژگی علم اقتصاد ، بخصوص شر مطالعات اقتصاد رفاه نسبت به بقیه شاخه های آن برجسته تر است . این واقعیت برای اقتصاد دادن آن قدر ملموس است که برای نمونه ، اتکینسون ، اقتصاد رقاء را به عنوان قلب علم اقتصاد معرفی می کند . البته دلیل آن نیز آشکار است : در اقتصاد رفاه ، بیش از هر شاخه دیگری از علم اقتصاد توجه به قضاوت های ارزشی وجود دارد . همین که در کنار کارایی ، عدالت هم دومین پایه اصلی اقتصاد رفاه را تشکیل داده اند ، شاهدی بر این موضوع است . اما به گفته بامول ، آن چه که در علم اقتصاد رفاه مطالعه می شود ، ارزیابی ماهیت توصیه های سیاستی است که هر اقتصاددانی ناگریز باید انجام دهد . این ارزیابی ، هم شامل بررسی وضع موجود و علل رخ دادن پیامدها است ( مطالعه انسانی ) و هم آن چه باید بشود را در بر میگیرد ( مطالعه دستوری ) و دامنه آن هم هر آن چیزی است که رقاء فردی و رفاه اجتماعی را متاثر می کند . بنابراین ، ملاحظه می شود که دامنه موضوعات اقتصاد رفاء بسیار وسیع است . در این کتاب سعی شده است تا مهمترین این موضوعات پوشش داده شود