اگرچه ویراست اول کتاب نظریه های جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن با ال خوبی مواجه ویرا است دوم آن دچار تغییر اساسی شده است. ویراست اول در ساختار کتاب است در ویرا راست پیشین من یک ساختار منحصر به فرد و حتی تاک در ارائه خلق کرده بودم و گرچه بسیاری از مدرسان و دانشجویان آن را دوست داشتنده برخی دیگر آن را گیج کننده مییافتند ،بنابراین من این ویراست را همراستا با ساختار متعارف چنین متنهای نظری باز ساختاردهی کرده ام گرچه بیشتر مطالب مشابه است .
پس از یک فصل مقدماتی ،کوتاه فصلهای ۲ و ۳ به مهم ترین نظریه ها و نظریه پردازان کلاسیک اختصاص دارند فصلهای ٤ و ٥ روی نظریه های کلان معاصر - نظریه های کلاتی که به بخش عمده ای از جهان اجتماعی و یا گسترش زیاد تاریخ اجتماعی میپردازند - تمرکز دارند فصل ٦ به سایر نظریههای معاصری - نظریه های خرد - که روی زندگی روزمره چیزهایی نظیر کنش و کنش متقابل) تمرکز دارند و نه روی مسائل کلان مورد نظر در دو فصل ،پیش میپردازد فصل ۷ نیز به نظریه های معاصر می پردازد اما به آن نظریه هایی که به طور کلی میخواهند به یکپارچگی مسائل مطرح شده در سه فصل پیش - پدیدههای اجتماعی با مقیاس کلان و زندگی روزمره - بپردازند فصل ۸ به قلم پاتریشیا مادو لنگر من و گیلیان نایبروگ به مهمترین نظریه ی امروزی - نظریه ی فمینیسم - می پردازد گرچه تقریباً همه ی فصلهای پیش از فصل ۹ با نظریه ی مدرن سروکار دارند این فصل روی نظریه ی پست مدرن تمرکز دارد.