رمان «عنکبوت» یکی از درخشانترین و تحسینشدهترین آثار هانری تروایا، نویسندهی نامدار فرانسوی روستبار و عضو فرهنگستان فرانسه است. این رمان که در سال ۱۹۳۸ منتشر شد، توانست معتبرترین جایزهی ادبی فرانسه، یعنی جایزهی گنکور را برای تروایا به ارمغان بیاورد و نام او را بهعنوان یکی از استادان روانکاوی شخصیت در ادبیات قرن بیستم تثبیت کند. محور اصلی داستان، شخصیت «ژرار فونسالت» است؛ جوانی روشنفکر، خودشیفته و به لحاظ جسمانی ضعیف که با مادر و سه خواهرش زندگی میکند. عنوان کتاب، استعارهای دقیق از روانشناسیِ شخصیت اصلی است. ژرار مانند عنکبوتی که در مرکز تار خود نشسته، شبکهای پیچیده از وابستگیهای عاطفی، اخلاقی و روانی به دور اعضای خانوادهاش میتند تا آنها را در انقیاد خود نگه دارد. او هرگونه تلاش خواهرانش برای کسب استقلال، ازدواج یا خروج از محیط خانه را تهدیدی برای «قلمرو» خود میبیند و با استفاده از ابزارهایی چون تحریک حس گناه، تظاهر به بیماری و دستکاری عواطف، مانع از خوشبختی آنها میشود. تروایا در این کتاب با مهارتی خیرهکننده به کالبدشکافی مفهوم «کنترلگری عاطفی» میپردازد. او نشان میدهد که چگونه ضعف و رنجوری میتواند به ابزاری برای قدرتطلبی و استبداد خانگی تبدیل شود. فضای رمان، اتمسفری سنگین و خفقانآور دارد که بهخوبی انزوای روانی ژرار و فروپاشی تدریجی پیوندهای خانگی را به تصویر میکشد. کتاب «عنکبوت» فراتر از یک درام خانوادگی، یک مطالعهی موردی دقیق در باب نارسیسیسم (خودشیفتگی) و پارانویا است. قلم تروایا در این اثر، واقعگرایانه، تلخ و گزنده است و خواننده را وامیدارد تا با جنبههای تاریک و پنهان روح انسان روبهرو شود. این رمان برای علاقهمندان به ادبیات کلاسیک مدرن و تحلیلهای عمیق روانشناختی، اثری ماندگار و تأملبرانگیز به شمار میآید.
بخشی از کتاب:
عشق مفهومش برقراری جریانی الکتریکی بیروح و مشمئزکننده بین دو جسم نیست که روحمان بهشدت از آن گریزان است. عشق چیزی غریزی مانند غذاخوردن، نوشیدن و خوابیدن نیست؛ بلکه نیاز به پیوندی است که همهی زشتیها را تغییر میدهد و به زیبایی تبدیل میکند. بهطورحتم میان دو فرد برگزیده، هماهنگی موزون و اسرارآمیزی بین نیازهای جسمانی و خواستهای متعالی روحی برقرار میکند. غریزه بر اثر کششی شگفتانگیز حالتی متعالی پیدا میکند. مرد و زن از سلطهی جسمشان میگریزند، بیآنکه مجبور باشند احساس نابشان را قربانی کنند.