پدر و مادرهای امروزی به اندازهی نسلهای پیش از خود فرزندانشان را دوست دارند؛ اما دوستداشتن، بهتنهایی برای والدگری کافی نیست. در این راه چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیریم ولی انگار ظرفیت دانشاندوزیمان تحلیل رفته. به نظر میرسد دیگر برای راهنمایی فرزندانمان در مسیر تحقق توانمندیهاشان، اقتدار لازم را نداریم. گاهی احساس میکنیم نیرویی نامرئی، یا آوازی دلفریب ـ که ما آنرا نمیشنویم ـ هوش از سرشان برده که اینچنین از ما فاصله گرفتهاند. ما نگرانیم؛ نگران اینکه نتوانیم در جهانی که روزبهروز پیچیدهتر و ناامنتر میشود، مراقب فرزندانمان باشیم. گاهی فاصله آنقدر زیاد میشود که دیگر شکافِ بینمان با هیچچیز پرشدنی نیست.